السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
149
تفسير الميزان ( فارسي )
آسمانها و زمين و موجودات در آنها است به ذات خود او را منزه دانسته و تسبيحش مىگويند . براى اينكه اين موجودات قائم به ذات خود نيستند ، و قوام ذاتشان به خداى سبحان است ، به طورى كه اگر يك چشم به هم زدن ارتباطش با خدا قطع شده و يا از او محجوب گردد فانى و معدوم مىشود ، پس با او الهى ديگر نيست ، و ملك و ربوبيت او چيزى نيست كه ممكن باشد غير او در صدد برآيد كه از او بگيرد ( دقت فرمائيد ) . و به هر حال چه آن گونه باشد و چه اين گونه جمله : * ( « تُسَبِّحُ لَه السَّماواتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ » ) * براى اجزاى عالم همين اجزايى كه مىبينم اثبات تسبيح مىكند ، و مىفهماند كه تمامى آنچه در آسمانها و زمين است خداى را از آنچه كه جاهلان برايش درست مىكنند و به او نسبت مىدهند منزه مىدارند . تسبيح سنگ و چوب به چه معنا است ؟ تسبيح به معناى منزه داشتن است ، كه با زبان انجام شود ، مثلا گفته شود « سبحان اللَّه » ولى وقتى حقيقت كلام عبارت باشد از فهماندن و كشف از ما فى الضمير و اشاره و راهنمايى به منوى خود ، اين فهماندن و كشف به هر طريقى كه صورت گيرد كلام خواهد بود هر چند كه با زبان نباشد ، آرى اين انسان است كه براى نشان دادن منويات خود و اشاره بدانها راهى ندارد كه از طريق تكوين انجامش دهد ، مثلا منوى خود را در دل طرف خلق كند لذا ناگزير است كه براى اين كار الفاظ را استخدام نموده و به وسيله الفاظ كه عبارت است از صوتهايى كه هر يك براى يك معنا قرار داده شده مخاطب خود را به آنچه كه در دل دارد خبردار سازد و قهرا روش و سنت تفهيم و تفهم بر همين استخدام الفاظ جريان يافته ، البته چه بسا كه براى پاره اى مقاصد خود از اشاره با دست و سر و يا غير آن و چه بسا از كتابت و نصب علامات نيز استفاده كند . و اگر بشر راه ديگرى جز استخدام الفاظ و يا اشاره و نصب علامت نداشته به همينها عادت كرده و تنها اينها را كلام مىداند دليل نمىشود كه در واقع هم كلام همينها باشد ، بلكه هر چيزى كه از معناى قصد شده ما پرده بردارد قول و كلام خواهد بود ، و اگر موجودى قيام وجودش بر همين كشف بود همان قيام او قول و تكلم است ، هر چند به صورت صوت شنيدنى و الفاظ گفتنى نباشد . به دليل اينكه مىبينيم قرآن مجيد كلام و قول و امر و نهى و وحى و امثال اين معانى را به خداى تعالى نسبت مىدهد ، در حالى كه مىدانيم كلام او از قبيل آواز شنيدنى ، و